<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>رویای آبی</title>
<link>http://ftavaf.blogfa.com/</link>
<description>گاه نوشت های فرامرز </description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Tue, 03 Nov 2009 16:08:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>گم شده</title>
<link>http://ftavaf.blogfa.com/post-82.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;باز هم حسین دیر کرده٬ معلوم نیست این دفعه گازوییل تمام کرده یا... درب نگهبانی را که باز میکنم کوهسار با لهجه ی کردی اش میگوید: &quot;صبر داشته باشید. می آید&quot; نانکلی زل زده توی دوربین مدار بسته &quot;اومد آقا اومد&quot; تا سوار مینی بوس میشوم هدفون را وصل میکنم به موبایل و میچپانم توی گوشم تا بهانه های حسین را که زمین و زمان را به هم می بافد نشنوم. قطره های باران خود را با اشتیاق به پنجره های مینی بوس میکوبند و عرض شیشه را طی میکنند. آهنگ بعدی را که میگذارم &quot;محسن یگانه&quot; میخورد به شیشه کناری و از عرض پنجره سرازیر میشود.&quot;ای خدا دلگیرم ازت٬ ای زندگی سیرم ازت&quot; کی فکر می کرد یک روز &quot;محسن یگانه&quot; بشود نوستالوژی نسل من. ۹/۹/۹۹ است. این آمار پرسنل را که صبح به صبح می آورند تا امضا کنم نمیگذارد حتی یک روز از زیر دستم در برود. برگه های مرخصی و نامه های صادره و وارده کوفتی هم شده آینه دق. بالای هرکدامشان تاریخ آن روز زل میزند به صورتت، به موهایت که گرد سفیدی نشسته رویشان، صادقانه اگر ببینی آنچنان مویی هم نمانده. انگار همین دیروز بود یکی از دوستان جوکی درباره مو و کچلی فرستاد و من هم در جوابش اس ام اس زدم که&quot;جوک ناموسی نفرست مگه نمی دونی موهای من هم یکی بود یکی نبوده&quot; ۱۱ سال گذشته و حالا توی سرم غیر از خدا هیچ کس نیست. نمی دانم چرا از صبح یاد &quot;ففر&quot; افتاده ام، با آن کلاهش میامد توی کادر و می گفت: هبت هبت هبت هبت(۷/۷/۷۷). هشت هشت هشت هشت هم همه اش در بهشت زهرا و چهلم و فاتحه و صلوات گذشت. اصلا گند بزنند به ۸۷ و ۸۸. ۸۷ شخصی و ۸۸ اجتماعی. حسین آقا من چهارراه فلسطین پیاده میشم.&quot;مگه خونه نمیری؟&quot; یه هفته اس به بچه قول دادم براشFIFA21 بخرم هی یادم میره. امروز اگه بدقولی کنم توی خونه راهم نمیدن. تا پیاده می شوم گوشی زنگ می خورد. ممیز URS است، بهش می گویم: &quot;هنوز همونجام مستر نیلش، پارسال هم که بهت گفتم، شدم مثل ریچارد آلپرت توی سریال LOST همه هم که برن باز من توی همون خراب شده ام، ... چی؟ نه بابا اسکوپ شرکت هم همون رزین و هاردنر های کوفتیه، خوب فارسی رو یاد گرفتیا، هاو آر یو؟&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;پی نوشت: برای اجابت &lt;A href=&quot;http://www.alakaj.blogfa.com/post-228.aspx&quot; target=_blank&gt;دعوت مشق شب&lt;/A&gt; سوار برماشین زمان نداشته ام، سفری کردم به نُه نُه نُه نُه، قرار بود این سفر طعم طنز داشته باشد ولی نمی دانم چرا همه اش شد رنگ تلخ تکرار.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 03 Nov 2009 16:08:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ftavaf&amp;postid=82</comments>
<dc:creator>ftavaf</dc:creator>
<guid>http://ftavaf.blogfa.com/post-82.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تذکرة الخزان</title>
<link>http://ftavaf.blogfa.com/post-81.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;این منزل را چند روزه‌ی واپسین تموز و آغاز برگ ریز پاییز، قفل تعطیلی زدیم و عنوانش گذاشتیم &quot;تا‌بعد...&quot; که در مستقبلی که امروز باشد و قرار به بازگشت، خجل نباشیم به عهدشکنی که بد‌عهدی ایام خجل‌رویان برنتابد. گفتیم چند روزی قلم در نیام نگاه داریم و زبان در کام که موعود بازگشت، عمق افزون باشد و قامت راست. تذکره‌ی اولیا که افاقه نکرد دست به دامان سفر شدیم شاید خامی پخته شود، نشد. نتیجه‌ی پرورش تن هم تورم اندام شد نه افکار. رندی گفت: چراغ و شیخ بنه و باده بنوش که &quot;بی دَرد&quot; و &quot;بی دُرد&quot; را جناس بی علت نباشد. گفتیم: دردی را که التیام به کلام، حاجت به مِی، نِی. در جستجوی کلام به &lt;A href=&quot;http://lastfalling.blogfa.com/post-9.aspx&quot; target=_blank&gt;اینجا&lt;/A&gt; رسیدیم. حال دگرگون شد و شوق باز آمد.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 05 Oct 2009 05:28:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ftavaf&amp;postid=81</comments>
<dc:creator>ftavaf</dc:creator>
<guid>http://ftavaf.blogfa.com/post-81.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تا بعد ...</title>
<link>http://ftavaf.blogfa.com/post-80.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;تا بعد ...&quot; hspace=0 src=&quot;http://i26.tinypic.com/t9i7ug.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 31 Aug 2009 19:37:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ftavaf&amp;postid=80</comments>
<dc:creator>ftavaf</dc:creator>
<guid>http://ftavaf.blogfa.com/post-80.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سوختن مدام حول محور نسوز</title>
<link>http://ftavaf.blogfa.com/post-79.aspx</link>
<description> &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;باغ جهان سوخته باغ دل افروخته&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;                                                            سوخته اسرار باغ ساخته اسرار من*&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SUP&gt;* از دیوان شمس &lt;/SUP&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 18 Aug 2009 09:44:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ftavaf&amp;postid=79</comments>
<dc:creator>ftavaf</dc:creator>
<guid>http://ftavaf.blogfa.com/post-79.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>کودکانه</title>
<link>http://ftavaf.blogfa.com/post-78.aspx</link>
<description>رقص بادبادک در آسمان آبی&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;               دویدن پسرک با نخی در دست&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;                                    شاید پرواز همین باشد&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 30 Jul 2009 12:05:34 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ftavaf&amp;postid=78</comments>
<dc:creator>ftavaf</dc:creator>
<guid>http://ftavaf.blogfa.com/post-78.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>موری زاکی</title>
<link>http://ftavaf.blogfa.com/post-77.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;برای چندمین بار است که سریال کارتونی فوتبالیست ها را دنبال می کنم و باز هم به این نتیجه می رسم که &quot;موری زاکی&quot;،دروازه بان تیم شاهین، خنثی ترین کاراکتر این کارتون است. چه آن موقع که بچه بودم و چه الان که توی این سن وسال، فوتبالیست ها را دنبال می کنم همیشه متنفر بوده ام از موری زاکی بودن. &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 20 Jul 2009 10:41:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ftavaf&amp;postid=77</comments>
<dc:creator>ftavaf</dc:creator>
<guid>http://ftavaf.blogfa.com/post-77.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اسماعیل در اغما</title>
<link>http://ftavaf.blogfa.com/post-76.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;مگر می شود باور کرد که اسماعیل فصیح نویسنده چیره دست رمان های به یاد ماندنی &quot;شراب خام&quot;، &quot;ثریا در اغما&quot; و &quot;زمستان ۶۲&quot; به اغمای ابدی رفته باشد. اسطوره های جوانی ام  چه زود یکان یکان به تاریخ می پیوندند.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 17 Jul 2009 10:25:54 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ftavaf&amp;postid=76</comments>
<dc:creator>ftavaf</dc:creator>
<guid>http://ftavaf.blogfa.com/post-76.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آن سوی پنجره چراغی روشن است</title>
<link>http://ftavaf.blogfa.com/post-75.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;مدتهاست دلم پایان متفاوت می خواهد، شاید مثل صحنه آخر فیلم &quot;خواب زمستانی&quot; که در آخرین لحظات، قهرمان زن قصه با انتخابی نامتعارف پایانی متفاوت رقم می زند و در نمایی باز از پنجره خانه ای که چراغش روشن است من را در خیال خودم رها می سازد. هیچ وقت دوست ندارم بفهمم آن ور پنجره چه می گذرد، می ترسم تصوراتم از آن سوی پنجره ها خراب شود. &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 13 Jul 2009 19:59:56 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ftavaf&amp;postid=75</comments>
<dc:creator>ftavaf</dc:creator>
<guid>http://ftavaf.blogfa.com/post-75.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>روزهای آناناسی</title>
<link>http://ftavaf.blogfa.com/post-74.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;این هندوانه های آناناسی زرد رنگ که مد روز میوه فروشی ها شده، بدجوری باورهای شیرین کودکی ام از حقیقت سرخی به نام &quot;هندوانه&quot; را به سخره گرفته است.  آخرین تعلقات هویتی ام در روزهای زرد رنگ تیرماه در حال تخریب است. کاش می شد دکمه فوروارد را بزنی و بروی ده بیست سال بعد.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 09 Jul 2009 13:57:21 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ftavaf&amp;postid=74</comments>
<dc:creator>ftavaf</dc:creator>
<guid>http://ftavaf.blogfa.com/post-74.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خندان</title>
<link>http://ftavaf.blogfa.com/post-73.aspx</link>
<description>&lt;IMG alt=خندان hspace=0 src=&quot;http://xs840.xs.to/xs840/09271/f773.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;  </description>
<pubDate>Mon, 29 Jun 2009 10:27:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ftavaf&amp;postid=73</comments>
<dc:creator>ftavaf</dc:creator>
<guid>http://ftavaf.blogfa.com/post-73.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
