این منزل را چند روزه‌ی واپسین تموز و آغاز برگ ریز پاییز، قفل تعطیلی زدیم و عنوانش گذاشتیم "تا‌بعد..." که در مستقبلی که امروز باشد و قرار به بازگشت، خجل نباشیم به عهدشکنی که بد‌عهدی ایام خجل‌رویان برنتابد. گفتیم چند روزی قلم در نیام نگاه داریم و زبان در کام که موعود بازگشت، عمق افزون باشد و قامت راست. تذکره‌ی اولیا که افاقه نکرد دست به دامان سفر شدیم شاید خامی پخته شود، نشد. نتیجه‌ی پرورش تن هم تورم اندام شد نه افکار. رندی گفت: چراغ و شیخ بنه و باده بنوش که "بی دَرد" و "بی دُرد" را جناس بی علت نباشد. گفتیم: دردی را که التیام به کلام، حاجت به مِی، نِی. در جستجوی کلام به اینجا رسیدیم. حال دگرگون شد و شوق باز آمد.