تذکرة الخزان
این منزل را چند روزهی واپسین تموز و آغاز برگ ریز پاییز، قفل تعطیلی زدیم و عنوانش گذاشتیم "تابعد..." که در مستقبلی که امروز باشد و قرار به بازگشت، خجل نباشیم به عهدشکنی که بدعهدی ایام خجلرویان برنتابد. گفتیم چند روزی قلم در نیام نگاه داریم و زبان در کام که موعود بازگشت، عمق افزون باشد و قامت راست. تذکرهی اولیا که افاقه نکرد دست به دامان سفر شدیم شاید خامی پخته شود، نشد. نتیجهی پرورش تن هم تورم اندام شد نه افکار. رندی گفت: چراغ و شیخ بنه و باده بنوش که "بی دَرد" و "بی دُرد" را جناس بی علت نباشد. گفتیم: دردی را که التیام به کلام، حاجت به مِی، نِی. در جستجوی کلام به اینجا رسیدیم. حال دگرگون شد و شوق باز آمد.
+ نوشته شده در ۱۳۸۸/۰۷/۱۳ ساعت توسط فرامرز
|
«رویای آبی» مجالی است برای گفته ها و نگفته ها، بیان هر آنچه دل تنگ خواهد خواست.جایی که آبی آسمان با آبی دریا تلاقی کند، فانوسک خیال در دست تا انتها خواهم رفت،تا انتهای آبی رویایی،تا انتهای رویای آبی...