اول دفتر به نام ایزد دانا
چندین سال پیش بود،موج وبلاگ نویسی تازه به راه افتاده بود و پرشین بلاگ یکه تاز میدان.اولین وسوسه ی من برای تجربه فضای مجازی منجر شد به وبلاگی به نام «وامق و عذرا» که قرار بود از ادبیات داستانی بگوید اما دیری نپایید که سربازی و دلتنگی هایش پست های وبلاگ را پر کرد از غربت و تنهایی،این بود که پست دهم نقطه پایانی شد بر «وامق و عذرا».بار دوم که وسوسه داشتن یک وبلاگ ذهنم را پر کرد برمی گردد به دو سال قبل که موج وبلاگی قزوین تازه به راه افتاده بود اما تعطیلی دوره سوم نشریه «نامه» و انعکاس پیامدهای تلخ آن در فضای مجازی استان مرا واداشت تا تجربه اول را نیز به کلی از صحنه وبلاگستان محو کنم ،مباد که فضای کامنت اش پر شود از حواشی تلخ آن روزها.
مدت ها از آن زمان می گذرد،موج ها فرونشسته و شور تا حدی با شعور توام ،قصه های خاله زنکی از وبلاگ ها رخت بربسته و به نظر می رسد زمان مناسبی برای شروع دوباره باشد هر چند که تعطیلی گریز این روزها فضای مجازی استان را تحت تاثیر قرار داده ولی اگر واقع بین باشیم فلسفه شبکه جهانی چیزی فراتر از حد ها و مرز هاست.
پی نوشت:این هم سایت فیلمی که گلشیفته فراهانی با بازی در اون به جنجالی ترین چهره سینمایی این روزها تبدیل شده.دیدن آنونس فیلم و حضور گلشیفته در کنار دی کاپریو خالی از لطف نیست.
«رویای آبی» مجالی است برای گفته ها و نگفته ها، بیان هر آنچه دل تنگ خواهد خواست.جایی که آبی آسمان با آبی دریا تلاقی کند، فانوسک خیال در دست تا انتها خواهم رفت،تا انتهای آبی رویایی،تا انتهای رویای آبی...