شوالیه معبد گائودی

نیوکمپ مملو از کاتالانهاست، اسکوربورد دقیقه هشتاد و سه را نشان می دهد، بعد از پنالتی به هدر رفته خوشبین ترین هواداران هم امیدهایشان کمرنگ شده، آبی و اناری ها صاحب یک کرنر از سمت راست میشوند، ژاوی پشت ضربه ایستاده، کاپیتان آبی و اناری ها از آخرین نقطه دفاعی به سمت دروازه می رود تا در یکی از واپسین حملات تیم شریک باشد، دوربین در نمایی توام با نومیدی او را تا محوطه جریمه بدرقه می کند، با سوت داور کرنر نواخته می شود، رهبر شوالیه های معبد گائودی با پرشی بلند روی سر سه نفر از مدافعان سفید پوش سر می زند، توپ می افتد جلوی پای اتوئو و او کار را تمام می کند. کاسیاس دستش را به نشانه آفساید بالا برده، انگار نمی خواهد شکست را قبول کند. اسکوربورد دقیقه 84 را نشان می دهد. ورزشگاه مثل بمب منفجر شده. چند دقیقه بعد هنر نمایی هانری، مسی را صاحب توپ می کند، خبری از قدرت و خشونت نیست، با ضربه ای شاعرانه توپ را از روی دستان کاسیاس عبور می دهد، تلاش کاناوارو هم ثمری ندارد تا نشستن توپ بر تور پلی شود از جنس جاودانگی. گواردیولا سردار لشکر کاتالان را در آغوش گرفته، "پویول" در آغوش او می گرید، همچون سرداری که پیروزی را برای فرماندهاش به ارمغان آورده. او یک شوالیه است، شوالیه ای از معبد گائودی.
پی نوشت: "ال کلاسیکو" همیشه ارزش این را دارد که صبح خواب بیفتی و از سرویس جابمانی.
«رویای آبی» مجالی است برای گفته ها و نگفته ها، بیان هر آنچه دل تنگ خواهد خواست.جایی که آبی آسمان با آبی دریا تلاقی کند، فانوسک خیال در دست تا انتها خواهم رفت،تا انتهای آبی رویایی،تا انتهای رویای آبی...