مدتهاست دلم پایان متفاوت می خواهد، شاید مثل صحنه آخر فیلم "خواب زمستانی" که در آخرین لحظات، قهرمان زن قصه با انتخابی نامتعارف پایانی متفاوت رقم می زند و در نمایی باز از پنجره خانه ای که چراغش روشن است من را در خیال خودم رها می سازد. هیچ وقت دوست ندارم بفهمم آن ور پنجره چه می گذرد، می ترسم تصوراتم از آن سوی پنجره ها خراب شود.